برگردان به زبان ساده
مه من چون دهد عرض صفای پیکر خود را
کشد صبح از خجالت بر سر خود چادر خود را
هوش مصنوعی: وقتی ماه زیبایی خود را به نمایش میگذارد، صبح از شرم و حیا، رویش را میپوشاند و چادر بر سر میگذارد.
از آن با چشم دل حیران حسن خوبرویانم
که صنعت می نماید خوبی صنعتگر خود را
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نیکی چهرههای زیبا، چشمانم پر از شگفتی است، چرا که هنری که زیبایی را به وجود میآورد، خودش هم زیباست.
زبان خبث یاران سر کند چون تیغ بازی را
ز بس می ترسم از بزم چنین گیرم سر خود را
هوش مصنوعی: زبان ناپسند دوستان را چون سر نیزه میدانم و از ترس این نوع مجالس، خودم را کناری میکشم.
بتی دارم که سازد لیلی شب از حجاب او
نهان در حقهٔ مهر از کواکب زیور خود را
هوش مصنوعی: من محبوبی دارم که مانند لیلی، شب را میسازد، او از پشت پردهای پنهان است و مانند ستارهها، زیبایی خود را به نمایش میگذارد.
مگر گیرند در وجه بهای یک دهن خنده
بهار است و به رنگ غنچه گردآور زر خود را
هوش مصنوعی: شاید تنها با پرداخت بهایی اندک، میتوان به شادی و زیبایی بهار و رنگینکمانی از تازهگی دست یافت.
مده در موج خیز غم عنان صبر را از کف
به ساحل می رسد هر کس نبازد لنگر خود را
هوش مصنوعی: در میان امواج غم و پریشانی، صبر خود را از دست نده. هر کسی که در این مسیر تسلیم نشود، به آرامش و ساحل نجات میرسد.
میفکن بر زبان سخت گویان خویش را جویا
چرا عاقل زند بر سنگ خارا گوهر خود را
هوش مصنوعی: با دیگران به درشتی صحبت نکن و از آنها سوال نکن. زیرا فرد عاقل هرگز ارزش و گوهری که دارد را بر روی سنگ سخت نمیگذارد.