برگردان به زبان ساده
از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!
برگیر ز خاک رهم ای دست کرم، های!
هوش مصنوعی: مشکلات و غمها مرا به زمین زدهاند، ای دست لطف، مرا از این خاک و ناامیدی بلند کن!
سرگرمی ام از آتش سوزان ته پاست
های آبلهٔ پای طلب ساغر جم، های!
هوش مصنوعی: مشغولیت من از درد شدیدی است که در پایم دارم و در عین حال بهشتی که میخواهم به آن برسم، یادآور خاطراتی شیرین و دلپذیر است.
غیر از تو ندانم به که گویم ز جفایت
از دست تو پیش که روم های ستم، های!
هوش مصنوعی: جز تو کسی را نمیشناسم که از ظلم تو شکایت کنم. نمیدانم پیش کدام کسی بروم و درباره ستمهایت بگویم. اه!
ازمنت احسان تو داغ است دل ما
دلسوزتری از تو ندیدم الم، های!
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر محبتها و مهربانیهای تو زخم خورده است. هیچ دلسوزتری را از تو سراغ ندارم که این قدر به حال ما اهمیت دهد و غم ما را بفهمد. وای!
فریاد که از هر خم آن طرهٔ مشکین
در بند فرنگ است دلم های، دلم، های
هوش مصنوعی: ای دل، فریاد بزن که هر بار از آن پیچ و تاب موهای مشکیات، دلم به شدت در تنگناست.
سر از گره ابروی بیداد نپیچیم
جویا به همان قبضهٔ شمشیر قسم های
هوش مصنوعی: ما در برابر ظلم و ستم تسلیم نخواهیم شد و به همین شمشیر قسم میخوریم که نخواهیم گذاشت حقایق پیچیده شوند.