برگردان به زبان ساده
هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
چون غنچهٔ نرگس بود آبستن چشمی
هوش مصنوعی: هر قطره اشک من برای دیدن چشمی است که مانند غنچه نرگس آماده شکوفایی و ظهور زیبایی است.
یک شب ز جمالش چقدر بهره توان برد
بگذشت شب وصال به مالیدن چشمی
هوش مصنوعی: یک شب از زیبایی او چقدر میتوان بهرهبرداری کرد، اما آن شب وصال به سرعت گذشت و فقط با مالیدن چشمانم میتوانستم اندکی از آن زیبایی را درک کنم.
درد نگه عجز چه دانی؟ که نبرده است
گوش نگهت بهره ز نالیدن چشمی
هوش مصنوعی: تو چگونه میتوانی درک کنی که درد و عجز از چه عمیق است؟ چرا که هیچ کس گوشش به نالههای چشمانت نرسیده و از آن بهره نداشته است.
چون آینه گشتم همه تن واله دیدار
چیند چقدر گل کسی از روزن چشمی
هوش مصنوعی: من مانند آینه شدم و تمام وجودم مملو از شوق دیدار عشق شده است. چقدر زیباست که کسی از روزنه چشمی به این زیبایی نگاه کند.
زان می که نپیموده به من رفته ام از خویش
غارتگر هوش است به دزدیدن چشمی
هوش مصنوعی: از آن می که نخوردهام، به خودم رفتهام؛ چشمانم مانند دزد، به سرقت بردهاند و از من هوش و حواس را گرفتهاند.
جویا نتوانست زباندان نگه شد
آن کس که نخورده است دل او فن چشمی
هوش مصنوعی: کسی که دلش از عشق پر نشده و تجربهای از آن ندارد، نمیتواند به درستی احساسات و تفکرات دیگران را درک کند.