برگردان به زبان ساده
گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
شده هر قطرهٔ می بر لب پیمانه گره
هوش مصنوعی: در دل میخانه، بخاطر نبودن لعل تو (معشوق)، همه چیز به هم ریخته و هر قطرهٔ شراب به لب پیمانه چسبیده است.
نبود چین جبین آینهٔ حسن ترا
چون هلال است ز ابروی تو بیگانه گره
هوش مصنوعی: چهرهات مانند هلال ماه است و نبودن چین و چروک در پیشانیات، نشان از زیباییات دارد. ابروهای تو هم از این زیبایی جداست و ظاهری خاص به چهرهات میبخشد.
تا قیامت به تمنای بناگوش کسی
در دل بحر بود گوهر یکدانه گره
هوش مصنوعی: تا ابد در دل دریا آرزوی شنیدن صدای کسی وجود دارد که مانند یک گوهر نادر و باارزش است.
غنچهٔ خاطر من بشکفد از شبنم اشک
می گشاید ز دلم گریهٔ مستانه گره
هوش مصنوعی: دل من مانند غنچهای است که از شبنم اشک میشکفد و از درونم گریهای سرخوشانه و پرشور برمیخیزد.
بر لبم بی می دیدار تو خمخانه نگاه
شده تبخاله صفت غنچهٔ پیمانه گره
هوش مصنوعی: بر لبم، بیشراب و بوی آشنایی تو، حالتی از سردرگمی و دلزدگی به وجود آمده است. گویی که غنچهای از پیمانهام بهتدریج در حال پژمردهشدن است.
زده ناخن به دلم مصرع بینش جویا
«ناخن شمع گشود از پر پروانه گره»
هوش مصنوعی: ناخن به دل من زده و دردم را نمایان میکند. شمعی روشن از گره پروانه را باز میکند.