شمارهٔ ۲۳
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۳
کر از دل بستری زنگار زنگار
جمال معرفت آید به دیدار
نخست آیینه روشن که به ظلمت
که ناگه بردی از وی عکس انوار
همان از هیچ طور مرد راهی
قدم بردار و بیرون شو به اطوار
گرت وجدان نباشد قول هیچ است
که عرفان در نمیآید به گفتار
حقیقت کی به گفتن راست آید
که درماند بیان زاین شرح انوار
حقیقت همچو قرص آفتاب است
که در وی خیره ماند درک ابصار
چو دریایی که او را طول نه عرض
سراسر پر نهنگ مردمآزار
در آن دریا پر از باد مخالف
بسی ملاحبان کشته ز هنجار
بیابانی به غایت روز مظلم
خشک در وی به هر خروار خروار
برآورده حصاری بر سر کوه
ممر او نهان از چشم اغیار
چو گوی ریسمان پیچیده بر هم
پریشان گشته سر هاش بسیار
به صندوقی و قفل او ثقیل است
نگشته از کلیدش کس خبردار
طمع داری که بر وی دست یازی
زهی نادان حماقتبین پندار
تصور بین که دارد عام ناقص
زهی حال و زهی کار و زهی بار
تو نابینا و در راه تو چاه است
همی ترسم در او افتی نگونسار
(جنید) از راه مستی پرده خواهی
در این ره دامن مستی به دست آر
شمارهٔ ۲۲: سالها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
شمارهٔ ۲۴: ملک کونین به آوازه ما مینرسد
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
16
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.