شمارهٔ ۲۲
جنید شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۲
سالها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
تا شبی در حرم وصل تو خوشدل خفتیم
اشک خون بر دل ما گشت روان بسیاری
تا به الماس بیان گوهر معنی سفتیم
سروری میطلبی خاک ره مردان باش
با تو ما این سخن از عالم باری گفتیم
سخن راه روان است که گر نشناسیم
جای آن است که از مقصد خود دور افتیم
این سعادت هم از آن است که در مکتب عشق
هر چه استاد خرد گفت به جان پذرفتیم
مهر سلطان بقا در دل ما منزل نیست
که به جاروب فنا صحن فنایش رفتیم
طاق گشتیم ز لذات جهان همچو (جنید)
تا به امروز که با شاهد معنی جفتیم
شمارهٔ ۲۱: چه می بود این که مستان را به یک ره بیخبر کردی
شمارهٔ ۲۳: کر از دل بستری زنگار زنگار
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.