مراثی
جیحون یزدی
»
دیوان اشعار
»
مراثی
شمارهٔ ۱ - در عزیمت خامس آل عبا (ع) : شاه لاهوت گذر خسرو ناسوت گذار
شمارهٔ ۲ - ورود سر مبارک آنحضرت بر دیر راهب : در ره شام یکی روز بهنگام غروب
شمارهٔ ۳ - درحوادث شام و مصیبت جگر گوشه امام علیهما السلام : بود از مظهر حق دخترکی در اسرا
شمارهٔ ۴ - در شهادت ولی داور علی اکبر علیه السلام : چوشد در روز عاشورای پر شور
شمارهٔ ۵ - در تحقیق شکر ایزد ذوالمن و تعزیب قاسم ابن حسن (ع) : ای که ایزد را کنی شکر و سپاس
شمارهٔ ۶ - درشهادت عبدالله بن حسن (ع) : ای که منطق را کنی صرف مرام
شمارهٔ ۷ - در شهادت حربن یزید ریاحی : چون طلیعه صبح عاشورا دمید
شمارهٔ ۸ - در شهادت عابس بن شبیب شاکری : ای چو زنها کرده تکمیل جمال
شمارهٔ ۹ - شهادت وهب بن عبدالله : چند نازی ای حکیم از فرط عقل
شمارهٔ ۱۰ - در منقبت شیر خدا و مرثیه سیدالشهدا علیهما السلام : ارواح و ابدانش فدا آن ممکن واجب سلب
شمارهٔ ۱۱ - درمنقبت شیر خدا و مرثیه خامس آل عبا : چو حق را درمشیت اقتضای جود سرمد شد
شمارهٔ ۱۲ - در نعت خاتم انیبا و رثاء بر قاسم بن حسن مجتبی (ع) : چو از نهان بعیان زد علم رسول مصدق
شمارهٔ ۱۳ - رثاء برخامس آل عبا علیه التحیه والثناء : بجای پست از آن بدخیام اطهر او
شمارهٔ ۱۴ - در رثاء بر اهل بیت اطهر سلام الله علیهم : ای فلک تو با نیکان دایم ازچه ای بدخواه
شمارهٔ ۱۵ - در خطاب به حلقه زن باب ماتم هلال محرم : باز ای مه محرم پر شور سر زدی
شمارهٔ ۱۶ - در منقبت شاه ولایت اساس و رثاء برحضرت عباس علیه السلام : در دهر دلا تا کی گه هالک وگه ناجی
شمارهٔ ۱۷ - در منقبت شاه اولیا علی مرتضی و شهادت حضرت علی اصغر : ای که فرو رفته به بحر تمنی
شمارهٔ ۱۸ - در تشکیل مجلس عزا و رثای بر جناب شهادت مآب حضرت سیدالشهدا : یارب زکیست برپا این بزم دردناکی
شمارهٔ ۱۹ - تضمین غزلی ازسعدی : گفت سکینه با پدر نیست اگر چه قابلم