برگردان به زبان ساده
زآهم آتش به خانه افتاده ست
وز دل این یک زبانه افتاده ست
هوش مصنوعی: از چشمم آتش به خانه افتاده و از دل من آتشی کوچک شعلهور شده است.
اشکم ازخانه بس که بیرون ریخت
رخنه در آستانه افتاده ست
هوش مصنوعی: اشکم چنان از چشمم جاری شده است که به نظر میرسد بر دروازهای که به آن وابستهام، نشانهای از آسیب و آسیبپذیری وجود دارد.
ازدو چشمت که شوخ و فتنه گرند
فتنه ها در زمانه افتاده ست
هوش مصنوعی: چشمان تو که playful و فریبنده هستند، سبب ایجاد مشکلات و آشوبها در دنیا شدهاند.
قصد تو آزمودن تیغ است
قتل عاشق بهانه افتاده ست
هوش مصنوعی: تو هدفی جز آزمایش شمشیر نداری و این، بهانهای شده برای کشتن عاشق.
زان میان در کمر نشانی نیست
سخنی درمیانه افتاده ست
هوش مصنوعی: در میان این موضوع هیچ نشانهای نیست و در واقع، چیزی برای گفتن وجود ندارد.
نیست آن شاخ گل که بلبل را
شعله درآشیانه افتاده ست
هوش مصنوعی: شاخ گل که بلبل روی آن نشسته، دیگر نیست و بلبل در آشیانه خود به خاطر این سوخت و سوز و حسرت خواهد افتاد.
جامی از باده صبوح بماند
بس که مست شبانه افتاده ست
هوش مصنوعی: به خاطر مستی شبانه، جامی پر از شراب صبحگاهی باقی مانده است.