برگردان به زبان ساده
نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا
ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا
نسیمهای وصال تو آتشی برافروخت (چندانکه باد آتش را افروختهتر هم میکند) و اشتیاق به تو در جگر اخگر انداخته و در مصراع دوم ایهام دارد که هم میتواند کم آتشا باشد در معنی کمتر آتشی و هم کماتشا به معنی آنچنان که تو خواهی
تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو صدای صیحهٔ صوفیان
گذرد ز ذروهٔ لامکان، که: خوشا جمال ازل؛ خوشا
ذروهze(o)rveمعنی۱. بلندی؛ اوج.۲. بالای چیزی.۳. جای بلند مانند قلهٔ کوه.مترادف۱. اوج، ذروت۲. ستیغ، قله۳. تارک، چکاد، فرق۴. نوک، ≠ حضیض
همه اهل مسجد و صومعه، پی وردِ صبح و دعای شب
من و ذکر طلعت و طرهٔ تو مِنَ الغَداةِ اِلَی العِشا
من الغداة الی العشا: از صبح تا شب؛ همگان -چه مسلمان در مسجد و چه مسیحی در صومعه- در پی ورد (ذکر) سحر و دعای شباهنگامند اما فکر و ذکر من از صبح تا شامگاه، روشناییِ ([صورت]) و موی توست!
ز کمند زلف تو هر شکن، گرهی فکنده به کار من
به گرهگشایی لعل خود: که ز کار من گرهی گشا
هوش مصنوعی: زلف تو مانند کمند است و هر نقص و مشکلی که دارم، به نوعی به دست تو وابسته شده است. تو با زیبایی و دلسوزیات میتوانی مشکلات من را حل کنی و از چنگال این مشکلات آزادم کنی.
دل من به عشقِ تو مینهد، قدمِ وفا به ره طلب
فَلَئِن سَعیٰ فَبِهِ سَعیٰ و لَئِن مَشیٰ فَبِهِ مَشیٰ
مصرع دوم: اگر میپوید به وسیلهٔ آن (عشق تو) میپوید، اگر گامی برمیدارد، به وسیلهٔ آن گام برمیدارد - [ایهام تبادر در معنی فارسی واژهی فبهی: اگر تلاشی میکند چه نیکو تلاشیست و اگر گامی بر میدارد چه نیکو گامیست]
به تو داشت خو دلِ گشتهخون، ز تو بود جان مرا سکون
فَهَجَرتَنی و جَعَلتَنی مُتَحَیِّرا مُتَوَحِّشا
مرا ترک کردی و حیرت زده و هراسان/تنها گذاشتیام
چه جفا که جامی خستهدل ز جدایی تو نمیکشد
قدم از طریق جفا بکش: سوی عاشقان جفاکش آ
هوش مصنوعی: چه بیرحمی است که محبوبی ناراحت و دلشکسته از دوری تو نمیتواند از راه رنج و آزار دور شود. برو به سوی عاشقانی که عاشقانه رنج میکشند.