برگردان به زبان ساده
چون رخت بینم سر خویش از حیا پیش افکنی
وآتش محرومیم در سینه ریش افکنی
هوش مصنوعی: وقتی که وجود تو را میبینم، از خجالت سرم را پایین میاندازم و آتش دلی که در درونم میسوزد را برای تو آشکار میکنم.
شهر پر غوغا شد از تو کاش چون آیی برون
دفع غوغا را نقابی بر رخ خویش افکنی
هوش مصنوعی: شهر پر از هیاهو و شلوغی شده است و ای کاش وقتی که تو از خانه بیرون میآیی، بتوانی با گذاشتن نقابی بر روی صورتت این شلوغی را فراموش کنی.
دست ده تا چینم آزارش به بوس ای جان که سنگ
برمن دیوانه از طفلان همه بیش افکنی
هوش مصنوعی: به تو دستم را میدهم تا با مهربانی به من نزدیک شوی، ای عشق، که سنگ را بر من دیوانه میافکنی و از بچهها بیشتر آزار میرسانی.
نیست جز خونریزی و عاشق کشی کیشی تو را
دمبدم تیر دگر برما ازان کیش افکنی
هوش مصنوعی: تنها جز کشتن و خونریزی، چیز دیگری از این آیین تو نمیبینم. هر لحظه تیر دیگری به سمت ما پرتاب میکنی.
می زنی قرعه پی قتل رقیبان تا به کی
قرعه دولت به نام هر بداندیش افکنی
هوش مصنوعی: تو به زودی برای سرنوشت رقبای خود تصمیم میگیری و این وضع ادامه پیدا نمیکند، چرا که نمیتوانی همیشه شانس موفقیت را به نفع افراد بدخواه تغییر دهی.
ریش دل گر کرد خانه چشم بر هم زن به ناز
در دلم چاک از مژه بهتر که از نیش افکنی
هوش مصنوعی: اگر دل من به خاطر عشق تو رنجیده شده، با یک نگاه ناز و بیخیالی میتوانی همه چیز را تغییر دهی. بهتر است که با غم و درد عشق به من آسیب بزنی تا اینکه بخواهی با زخم زبانی آزارم کنی.
شاه خوبانی و درویش تو جامی دور نیست
گر به رحمت سایهای بر حال درویش افکنی
هوش مصنوعی: ای شاه خوبان، تو در این دنیا مقام بلندی داری و درویش هم به تو نزدیک است. اگر کمی رحمت و لطف بر حال آن درویش نوازی، فاصلهای بین شما نخواهد بود.