برگردان به زبان ساده
بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاه
اینست آن شبی که به است از هزار ماه
هوش مصنوعی: وقتی که زلف تو از پشت ماه کنار میرود، شب تاریک و زیبایی پدید میآید. این شب، شبی است که به خوبی از هزار ماه دیگر است.
بی روی تو هزار مصیبت کشیده ایم
گر زانکه روی وا نکنی وا مصیبتاه
هوش مصنوعی: ما برای نبودن تو هزاران درد و رنج را تحمل کردهایم، و اگر همچنان از نشان دادن چهرهات خودداری کنی، آن وقت مصیبتهایمان بیشتر خواهد شد.
آن کس که راه بر من بی صبر و دین زده ست
سرویست خوشخرام و سواریست کج کلاه
هوش مصنوعی: شخصی که با عجله و بیصبرانه به من نزدیک شده، همچون درختی زیبا و با طراوت است، و سواری که بر او سوار شده، کلاهی کج بر سر دارد.
هست این همه کنایت و روپوش بلکه زد
راه من آن که در دل و جانهاست کرده راه
هوش مصنوعی: این همه نشانهها و پوششها وجود دارد، اما آنچه که مرا به مسیر خود هدایت کرده، چیزی است که در دلها و جانها نهفته است.
آن شاه دلنواز که هرجا نموده روی
ذلت له الوجوه وخرت له الجباه
هوش مصنوعی: آن پادشاه دلربا که با چهرهاش در هر جا بر فضای دلها حکومت میکند، در برابر او چهرهها به خاک میافتند و برونها خم میشود.
دل را به هر دو کون جز او نیست مقصدی
روحی فداء مقصد قلبی و مبتغاه
هوش مصنوعی: دل به جز او هیچ مقصدی ندارد؛ روحی فدای مقصد دل و آرزوی اوست.
جامی مگو که غرق گناهم ز آب می
کین آب شست از دل من ظلمت گناه
هوش مصنوعی: نمیتوانی بگویی که من در گناه غرق هستم، چون این آب عشق، ظلمت گناه را از دل من زدوده است.