برگردان به زبان ساده
بیا بر آستان خود ببین روی نیاز من
بود کز یمن اقبالت قبول افتد نماز من
هوش مصنوعی: بیا به درگاه تو نگاه کن و ببین که من با دل نیازمند به تو ایستادهام، باشد که دعای من به خاطر نعمتهای تو مستجاب شود.
نخواهم چاره از کس گرچه صد بیچارگی دارم
چوتو بیچاره ام خواهی که گردد چاره ساز من
هوش مصنوعی: من از هیچکس چارهای نخواهم خواست، هرچند که مشکلات زیادی دارم. چون تو خود بیچارهای، آیا میخواهی چارهای برای من بسازی؟
همی رفت از جهان محمود غزنین زیر لب گویان
که گر من مردم از غم جاودان بادا ایاز من
هوش مصنوعی: محمود غزنین در حال رفتن از این دنیا بود و در حین اینکه زیر لب صحبت میکرد، از غم و مشکلاتش میگفت و آرزو میکرد که اگر من از غم بمیروم، ایاز (دوست و خدمتگزارش) را به یاد داشته باشید.
نمی گویم ز زلفت قصه جز شبها نهان با خود
ز خط دلکشت بر روی روز افتاد راز من
هوش مصنوعی: نمیگویم درباره زلفت چیزی جز شبهایی که با خود در دل دارم. از روی خط دلانگیز تو، راز من در روشنایی روز نمایان شده است.
نباشد در درازی عمر کس چون عمر من زینسان
که هر تاری ز زلفت هست یک عمر دراز من
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه من عمر طولانی ندارد، زیرا هر تار موی تو برای من مانند یک عمر است.
می آلوده پلاس میکده کردم لباس خود
همین بس بر کتف دراعه دولت طراز من
هوش مصنوعی: من در میخانه مشغول نوشیدن شدم و برای پوشش خود لباسی ساده از پلاس انتخاب کردم. همین اندازه برای من کافی است که لباسی که بر دوشم است، نشاندهندهی مقام و ثروت من باشد.
بود کلک من از بحر حقیقت مستمد جامی
منه گو معترض انگشت بر حرف مجاز من
هوش مصنوعی: قلم من از آب حقیقت الهام میگیرد، اما تو نباید به بهانه مجاز، بر نوشتههای من خرده بگیری.