برگردان به زبان ساده
آن نازنین جوان را میل شکار جان بین
مشکین خدنگهایش بر عنبرین کمان بین
هوش مصنوعی: آن جوان زیبا و دلربا، به شکار طبیعت و جانها علاقمند است؛ تیرهای سیاهش را که به مانند مشک هستند، بر کمانش که رنگی شبیه به عنبر دارد، مشاهده کن.
خط می زند به سبزی بر طرف عارض او
شاخی ز سنبل تر پیوند ارغوان بین
هوش مصنوعی: او با خطی زیبا و سبز، روی صورتش را تزیین کرده، گویی شاخ و برگ سنبلی به رنگ ارغوانی بر روی صورتش جوانه زده است.
ای تن چو موی کرده در سرغیب دانی
بند قباش بگشا باریکی میان بین
هوش مصنوعی: ای بدن، مثل مویی که در تاریکی جا دارد، میدانی که چگونه باند قبایت را باز کنی؟ به دقت و باریکی میان را ببین.
ای نبض جوی عاشق پیش آر دست لطفی
در آستینش مشتی فرسوده استخوان بین
هوش مصنوعی: ای جوی که عاشق هستی، لطفی کن و دستی به سوی عشق دراز کن و در آستینت، تکهای از استخوانهای فرسوده را نشان بده.
دانی چگونه گردد خط منتهی به نقطه
خط لبش چو دیدی آن نقطه دهان بین
هوش مصنوعی: میدانی چطور میتوان خطی را که به نقطهای ختم میشود ترسیم کرد؟ مانند وقتی که خط لب او را دیدی و آن نقطه را که دهانش است مشاهده کردی.
تا قدر خود بداند گو پا برون نه از در
سرهای تاجداران بر خاک آستان بین
هوش مصنوعی: آنگاه که انسان ارزش و جایگاه خود را بشناسد، باید از دروازههای بزرگان و تاجداران بیرون برود و بر خاک درگاه آنها نظر افکند.
کاتب چو شعر جامی جدول کشد به سرخی
در دفترش ز هر سو سیلاب خون روان بین
هوش مصنوعی: وقتی که شاعر جامی شعری را مینویسد، با الهام و احساساتی عمیق، در دفتر خود به رنگ قرمز کلمهها را مینویسد و در اطرافش به جای جوهر، خون احساسش جاری است.