برگردان به زبان ساده
نهال قد تو آمد عصای پیری ما
به راستان که مکش سر ز دستگیری ما
هوش مصنوعی: درختی که قد تو را نشان میدهد، عصای پیری ماست. پس سر خود را از یاری ما بر ندار.
تو را که دیده ز جاه و جمال خویش پر است
چه التفات به مسکینی و فقیری ما
هوش مصنوعی: تو که به زیبایی و مقام خودت مشغولی، چه اهمیتی به بیچارگی و فقیر بودن ما داری؟
تو آفتاب بلندی و ما چو ذره حقیر
بود بلندی قدر تو از حقیری ما
هوش مصنوعی: تو مانند خورشید بزرگی و ما همچون ذرّهای کوچک و ناچیز. عظمت و مقام تو از ناچیزی ما بسیار بالاتر است.
ز مهر روی تو گشتیم شاه کشور عشق
کجا به عقل رسد منصب وزیری ما
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی تو، ما به پادشاهی در سرزمین عشق رسیدیم. چگونه میتوان با عقل، مقام و منصب وزیری ما را درک کرد؟
اسیر بند فراقیم مهربانی کو
که با تو شرح کند محنت اسیری ما
هوش مصنوعی: ما در بند جدایی هستیم، اما ای مهربان، کجایی تا درد و رنج این اسیری را برای ما بازگو کنی؟
ندیده ایم جز این سرخرویی از دیده
که یافت رنگ بقم چهره زریری ما
هوش مصنوعی: در زندگی فقط کسانی را دیدهایم که با چهرهی زیبا و روشن خود، به ما رنگ و زندگی بخشیدهاند.
جریده رو که گزیر است جامی از همه چیز
همین ز دولت عشق است ناگزیری ما
هوش مصنوعی: به جهان بیثبات، که گریزناپذیر است، هر آنچه را که در آن وجود دارد، از عشق به دست آمده است و ما نیز ناگزیر به پذیرش آن هستیم.