برگردان به زبان ساده
چون تاب نیاری که به تو دیده فروزم
آن به که به مژگان ز رخت دیده بدوزم
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانم بر تو نگاه کنم، بهتر است که به یاد تو با مژگانم رخسار تو را ببندم.
تنگ آمدی از من مگشا در نظرم روی
بگذار که از آتش شوق تو بسوزم
هوش مصنوعی: اگر از من خسته شدهای، لطفاً در جلوی چشمانم نایست. فقط یک بار دیگر چهرهات را نشانم بده تا بتوانم از شوق تو بسوزم.
خواهم چو مه نو ز تو انگشت نما شد
زینگونه که کاهد غم تو روز به روزم
هوش مصنوعی: میخواهم مانند ماه نو به تو توجه کنم و تو را در روزهای آینده از غمها و ناراحتیها دور کنم.
دل خون شد و سر خاک به راه غم عشقت
در دل غم و در سر هوس توست هنوزم
هوش مصنوعی: دل به شدت غمگین شده و سرم در خاک آغشته به اندوه عشق توست. هنوز هم در دل درد و در سر آرزوی تو را دارم.
شب شعله آهم ز تو بر سقف علم زد
هر نی شد ازان مشعله خانه فروزم
هوش مصنوعی: شب، آتش آه من به سقف آسمان سرایت کرد و هر نی، به خاطر آن شعله، خانهام را ویران کرد.
از کشمکش هجر کمانیست خمیده
این تن که بر او خشک شده پوست چو توزم
هوش مصنوعی: این بدن که پوستش خشک شده، از درد جدایی مانند کمان خمیده است.
مو گفتم و جامی زمیان تو سخن راند
جز خاطر دانا که کند فهم رموزم
هوش مصنوعی: من چیزی گفتم و جامی از میان تو حرف زد، جز کسی که آگاه است و میتواند رازهای من را بفهمد.