برگردان به زبان ساده
به خاک درت ریخت اشک امشبم
برآمد به اوج شرف کوکبم
هوش مصنوعی: امشب به درب تو اشکم ریخته شد و به اوج والایی و عظمت زندگیم رسیدم.
به پابوس تو تا گشادم دهان
فراهم نیاید ز شادی لبم
هوش مصنوعی: به خاطر تو و عشق به تو، تا زمانی که به تو برسم، زبانم از خوشحالی باز نمیشود و نمیتوانم چیزی بگویم.
مجو بیش نبض مرا ای طبیب
که جسته ست از شعله های تبم
هوش مصنوعی: ای پزشک، نبض مرا نگیری که من از آتش بیماری رها شدم.
ز چه می رسد تشنه را آب و من
چنین تشنه لب زان چه غبغبم
هوش مصنوعی: چرا تشنه را آب میرسد، اما من که اینقدر تشنه هستم، چرا به من نمیرسد؟
ز غم می دهم جان ولی می دمد
خیال لبت روح در قالبم
هوش مصنوعی: از شدت غم، جانم را فدای تو میکنم، اما یاد لبهای تو زندگی را در جسمم زنده میکند.
من و درس عشقت که تلقین نکرد
معلم جز این حرف در مکتبم
هوش مصنوعی: من و عشق تو هستیم که هیچ معلمی به من یاد نداد، جز این که در مدرسهام همین را یاد گرفتم.
کشم یارب از دست بیداد هجر
بود داد جامی دهد یاربم
هوش مصنوعی: خدایا، از درد و ظلمی که در دل هجران احساس میکنم، به فریادم برس. جامی را به من عطا کن که تسکیندهنده باشد.