برگردان به زبان ساده
مرا تا کی جگرخون داری ای دل
سرشکم را جگرگون داری ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی باید مرا دچار درد و زخم کنی؟ چرا اشکهایم را به حال خراب و رنجور تبدیل میکنی؟
شدی همدم درون دیده با اشک
همانا عزم بیرون داری ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، درون چشمانت همرا با اشکهایت، نشانهای از عزم و اراده برای بیرون رفتن و رهایی داری.
مرا سرگشته داری گرد عالم
تو هم آیین گردون داری ای دل
هوش مصنوعی: تو مرا در دنیای خود سرگردان کردهای و همچون گردون، در چرخش و دگرگونی هستی. ای دل!
به لیلی زلف ماهی میل کردی
قدم در راه مجنون داری ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، تو به زیبایی زلف لیلی دل باختهای و اکنون قدم در راه عاشق دیوانهای به نام مجنون میگذاری.
زاسرار محبت شد جهان پر
چه گوهرهای مکنون داری ای دل
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر رازهای عشق پر از زیباییها و ارزشهای غیرقابل تصور است. ای دل، تو چه گنجینههای پنهان و ارزشمندی در خود داری!
به افسون رام کردی صد پری را
به زیر لب چه افسون داری ای دل
هوش مصنوعی: تو با جادو و فریب خود، بسیاری از پریان را تسخیر کردهای، اما در دل خود چه رازی نهفته است که این کار را توانستهای به همین آسانی انجام دهی؟
ز چند و چون گذشت اندوه جامی
ز حال او خبر چون داری ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، حال او را چگونه میدانی که در غم و اندوه گذشتها غرق شده و چرخه زندگیاش پر از مشکلات است؟