برگردان به زبان ساده
به از کدورت زهد ریاست باده صاف
بیار باده که بالای طاعت است انصاف
هوش مصنوعی: بهتر است که به جای تظاهر به زهد و دلسردی از دنیا، شراب پاکی بیاوریم، زیرا آنچه که مهم است، انصاف و عدل در کارهای نیک است.
کجاست خانه آن ماه خانگی که کنیم
ز شوق صاحب خانه به گرد خانه طواف
هوش مصنوعی: کجاست خانه آن ماه، آن محبوبی که به خاطرش با شوق دور خانهاش میچرخیم و طواف میکنیم؟
غلام پیر مغانم که لطف مشرب او
به زهد و توبه ز می خوردنم نداشت معاف
هوش مصنوعی: من زیر نظر یک پیر مغان هستم که با سادگی و پرهیزکاریاش به من اجازه نمیدهد که از خوشی و لذتهای زندگی بهرهمند شوم.
چه سود از آنکه به تقلید خواجه موی سترد
چو در دقایق تجرید نیست موی شکاف
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد اگر کسی به تقلید از بزرگان موهایش را بزداید، در حالی که در عمق و سیر در معانی عمیق و واقعی چیزی از آن وجود ندارد؟
سرم به افسر شاهی فرو نمی آید
ولی ز خدمت رندان ندارم استنکاف
هوش مصنوعی: سرم به تاج و تخت شاهانه خم نمیشود، اما از خدمت به رندان و دوستان هیچ گونه دوری نمیکنم.
به دلق و سبحه ملاف از تصوف ای صوفی
که پیش اهل صفا نیست خوش تصوف و لاف
هوش مصنوعی: ای صوفی، حواست باشد که در دنیای تصوف واقعی، ظاهر و لوازم مانند دلق و سبحه نشاندهنده حقیقت نیستند. نزد اهل صفا، آنچه اهمیت دارد باطن و صداقت است، نه ظاهرسازی و لافزنی در مورد تصوف.
چه خاک پای خودم خوانده ای ز رفعت قدر
به خاک پات که مستظهرم بدین الطاف
هوش مصنوعی: چه زیبایی و بزرگی داری که من خود را در برابر تو حقیر میبینم و به خاک پای تو احترام میگذارم. من به خاطر لطف و محبت تو احساس قدرت و پشتیبانی میکنم.
مراست وقف غمت جان و دل بحمدالله
که صدر شاه ندارد وقوف ازین اوقاف
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را برای غم تو وقف کردهام و خوشحالم که این درد و غم، در دل و جانم جا دارد و نیاز به مقام و موقعیت خاصی ندارد.
به صدر مصطبه این بس سعادت جامی
که از اکابر این شهر نیست وز اشراف
هوش مصنوعی: در بالای جایگاه، این نکته شادیبخش است که جامی در این شهر وجود دارد که از بزرگان و اشراف آن نیست.