برگردان به زبان ساده
برلب رسید جان که به جانان فرستمش
شد جمله درد دل که به درمان فرستمش
هوش مصنوعی: بر لبم است که جانم را به محبوب بفرستم، همه ناراحتیها و دردهای دلم را نیز برای درمان به او میفرستم.
طی شد چو نامه عمر ز هجران او مرا
کو قاصدی که نامه هجران فرستمش
هوش مصنوعی: زمان عمر من به سرعت گذشت و به خاطر دوری او، گویا از نامهای که باید برایش بفرستم خبری نیست. کجاست آن کسی که بتوانم احساسات دوریام را با او در میان بگذارم؟
ریزم به جیب و دامن قاصد ز دیده اشک
گوهر به جیب و لعل به دامان فرستمش
هوش مصنوعی: به آرامی مرواریدهای اشک را در جیب و لبه دامن قاصد قرار میدهم تا به سوی او بفرستم.
رانم قلم به وصف سر زلف و خط او
در طی نامه سنبل و ریحان فرستمش
هوش مصنوعی: قلم را بر میدارم تا زیباییهای مو و خط او را در نامهای به او بنویسم و آن را به صورت سنبل و گل ریحان برایش بفرستم.
گرچه عراق و فارس پر است از جمال او
شرح جمال او ز خراسان فرستمش
هوش مصنوعی: اگرچه عراق و فارس پر از زیبایی او هستند، اما برای توصیف زیباییاش، آن را از خراسان میفرستم.
جامیست از شراب لطافت پر این غزل
تحفه به مجلس جم دوران فرستمش
هوش مصنوعی: من یک جام از شراب لطیف دارم که این غزل را در میانه جشن و سروری به مجلس جم هدیه میکنم.
در شیوه جمال نمایی کمال یافت
آیینه سان به یوسف کنعان فرستمش
هوش مصنوعی: من زیبایی را به قدری خوب میسازم که مانند یک آینه کمال یوسف درخشید.
نی نی که من چو مورم و این نظم خشک من
پای ملخ چه پیش سلیمان فرستمش
هوش مصنوعی: من مانند یک مورچهام و این شعر خشک و بیروح من، مانند پای ملخ است که نمیتوانم آن را به سلیمان بفرستم.
این بس که در فزونی جاه و جمال او
جامی صفت دعای فراوان فرستمش
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و مقام بلند او، دعاهای فراوانی برایش میفرستم.