برگردان به زبان ساده
دادی ز لطف خوی مرا با وصال خویش
وانگه نهفتی از نظر من جمال خویش
هوش مصنوعی: تو با مهربانی و عشق خود به من لطف کردی و به من نزدیک شدی، اما پس از آن، زیبایی خود را از من پنهان کردی.
شکر خدا که می نتوانی که یک نفس
پیوند خاطرم ببری از خیال خویش
هوش مصنوعی: خوشحالم که نمیتوانی حتی یک لحظه تصور من را از ذهنت پاک کنی.
بیرون خرام مست و سرانداز هر طرف
سرهای سروران بنگر پایمال خویش
هوش مصنوعی: با زیبایی و جذبهای که از تو جاری است، به آرامی و غرور در حال حرکت هستی. به اطراف نگاه کن و ببین که بزرگان و سروران چگونه تحت تأثیر تو قرار گرفته و پایمال احساسات و وجود تو شدهاند.
دیوانه توام دگران را به سنگ زن
در شور کن مرا پی دفع ملال خویش
هوش مصنوعی: من مجنون تو هستم و دیگران را به سنگ بینداز، اما من را در شوق تو مشغول کن تا از ناراحتی خود دور شوم.
گر باغبان ز لطف قدت یافتی نشان
بر جویبار دیده نشاندی نهال خویش
هوش مصنوعی: اگر باغبان به لطف و زیبایی تو پی ببرد، در کنار جویبار، نهال خود را خواهد کاشت.
داری دریغ تیغ خود از عاشقان، مباش
بر تشنگان بخیل به آب زلال خویش
هوش مصنوعی: تو نباید از عاشقان بخل ورزی و از نیکی کردن به آنها خودداری کنی. همانطور که با بخشش به تشنگان، باید محبت و بخشش خود را نثار دیگران کنی.
گفتی که چیست حال تو جامی خدای را
بنشین دمی که با تو کنم شرح حال خویش
هوش مصنوعی: تو از حال من پرسیدی و من گفتم که بگذار کمی بنشینم تا داستان زندگیام را برایت بگویم.