برگردان به زبان ساده
یار هر دم سر بازار دگر می طلبد
چشمها چار خریدار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: دوست من هر لحظه در جستجوی دیگری است و چشمانش به دنبال کس دیگری میگردد که او را بخرد و بر سر بازار برود.
کس نیارد که ز کارش سری آرد بیرون
گرچه هر لحظه سرو کار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از کارهایش خارج شود، هرچند که در هر لحظه نیاز به کار جدیدی دارد.
دادبر باد هوا دین و دلم را و کنون
بهر این کار هوادار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: پروردگار، جان و اعتقادم را به باد سپرد و اکنون برای این موضوع به حامی دیگری نیاز دارم.
واعظم گو مده از نکهت فردوس خبر
دل من بوی ز گلزار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: جمله میگوید که به جای گوش دادن به خبرهای شگفتانگیز و دلانگیز از بهشت، دل من بیشتر به بوی گلهای یک باغ دیگر مشتاق است. به عبارت دیگر، او تمایل دارد که از زیباییها و شیفتگیهای دیگری که در اطرافش وجود دارد، بهرهمند شود.
صد گرفتار به هر حلقه زلفش بیش است
واو به هر حلقه گرفتار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در دام عشق او گرفتار شدهاند و او هر بار که یکی را در چنگ میگیرد، به سراغ شخص دیگری میرود.
یافت دل دولت جاوید به یک دیدارش
وز خدا دولت دیدار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: با یک نگاه به محبوب، دل به خوشبختی ابدی دست یافتم و از خداوند، درخواست دیدار دیگری دارم.
جامی آن مه ز تو خوش نیست به وصف دگران
بهر خود دفتر اشعار دگر می طلبد
هوش مصنوعی: او میگوید که آن معشوقهاش به زیبایی در توصیف دیگران خوشایند نیست و به همین دلیل، برای خود اشعاری متفاوت و جدید میسازد.