برگردان به زبان ساده
پرتو روی تو بر باده گلفام افتاد
باده شد آتش ازان پرتو و در جام افتاد
هوش مصنوعی: نور چهره زیبایت بر روی شراب خوشرنگ تابید و به خاطر این تابش، شراب تبدیل به آتش شد و در جام ریخت.
آستین کرمت دید ز ساعد پر سیم
عاشق خام طمع در طمع خام افتاد
هوش مصنوعی: دست شایستگی و بخشندگی تو را که دیدم، عشق من به امیدی بیهدف و ناپخته دچار شد.
طبل خوبی چه زند پیش تو خورشید آخر
طشت رسوایی او خواهد ازین بام افتاد
هوش مصنوعی: اگرچه زمان خوبی و شادی در زندگی تو فراوان است، اما در نهایت رسوایی و شرمندگی روزی بر تو ظاهر خواهد شد و ارزش آن خوشیها را زیر سؤال خواهد برد.
نیست آیین لب لعل تو جز کام دهی
همه ناکامی من زین دل خودکام افتاد
هوش مصنوعی: لب لعل تو هیچ کار دیگری انجام نمیدهد جز اینکه به من ناامیدی میدهد و در دل من فقط خودخواهی افتاده است.
دلق صد پاره و سجاده صد رنگ به دوش
چون دل خاص و تنش بر صفت عام افتاد
هوش مصنوعی: لباسهایی که به طور نامنظم و پاره پاره هستند و سجادههایی با رنگهای مختلف بر دوش دارد، زیرا قلبش خاص و متفاوت است، اما بدنش به شکل عمومی و معمولی است.
نام جامی که بلند از تو شد ای باده فروش
چه خطا رفت که از دفتر انعام افتاد
هوش مصنوعی: ای فروشنده باده، نام جامی که بر تو برتری یافت، چه اشتباهی کرد که از دفتر پاداشها محو شد؟