برگردان به زبان ساده
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
هوش مصنوعی: ای ساقی، می بیاور تا گلها از غنچه بیرون بیایند. وقتی بهار بگذرد و پشیمان شوی، دیگر فایدهای ندارد.
دوران گل چو دیر نپاید درین چمن
زان پیشتر که بگذرد آن زود باش زود
هوش مصنوعی: زمانی که گلها در این باغ پایدار نمیمانند، پیش از آن که از بین بروند، بهتر است سریعاً از زیباییهایشان بهره ببریم.
دل آینه ست و تفرقه روزگار زنگ
این زنگ جز به صیقل می کی توان زدود
هوش مصنوعی: دل مانند آینهای است که تأثیرات منفی و ناهماهنگیهای زمان بر آن نشسته است. تنها با تلاش و کوشش میتوان این زنگارها را زدود و آن را دوباره درخشان کرد.
مطرب بساز عود که ندهد خلاصیم
از پایمال غصه بجز گوشمال عود
هوش مصنوعی: آوازخوان، عود را به صدا درآور که تنها راه رهایی ما از غم و اندوه، گوش زد شدن به صدای عود است و هیچ چیز دیگری ما را از این درد رها نمیکند.
راهی بزن که جز سر انگشت مطربان
نتوان گره ز رشته امیدها گشود
هوش مصنوعی: مسیر را به گونهای انتخاب کن که تنها با تجربه و مهارت موزیسنها بتوان گرههای امید را باز کرد.
گردون نیافت بر قد یک تن لباس عیش
کان را نه از بریشم چنگ است تار و پود
هوش مصنوعی: آسمان برای یک نفر لباس شادی نیافرید، زیرا این شادی نه از جنس ابریشم است و نه میتواند به سادگی بافته شود.
جامی بساز مرهم دلها به شعر خویش
گو ریش شو ز نیش حسد سینه حسود
هوش مصنوعی: برای دلهای دردمند، شعری بساز که مثل مرهم عمل کند و بر زخمهای ناشی از حسادت و کینه تو را ریشریش کند.