برگردان به زبان ساده
قومی به هوای حج در قطع بیابانها
جمعی ز نشاط می در طوف گلستانها
هوش مصنوعی: گروهی برای انجام مراسم حج، در دل بیابانها جمع شدهاند و گروهی دیگر از شوق و شادی، در باغهای گلستان در حال خوشحالی و لذت بردن هستند.
وین طایفه دیگر با داغ غمت فارغ
هم از طرب اینها هم از طلب آنها
هوش مصنوعی: این گروه از مردم نه تنها از درد و غم تو بیخبرند، بلکه نسبت به شادیهای خود نیز بیتوجهاند و از خواستههای دیگران هم غافلند.
تا دل به تو شد بسته وز غیر تو بگسسته
خوردیم بسی خونها کندیم بسی جانها
هوش مصنوعی: دل ما به تو وابسته شده و از دیگران جدا گشته است. در این مسیر، درد و رنجهای بسیاری را تحمل کرده و جانهای زیادی فدای تو کردهایم.
تا دامن وصلت را آریم به کف روزی
ماییم و سر فکرت شبها به گریبانها
هوش مصنوعی: ما در روزها در پی آن هستیم که بتوانیم به وصالت دست یابیم، اما شبها تمام فکر و ذکرمان معطوف به دلتنگیها و غمهایمان است.
باشد پی هر دردی اندیشه درمانی
برد از دل ما دردت اندیشه درمانها
هوش مصنوعی: برای هر دردی باید فکری برای درمان پیدا کرد، پس از دل ما درد و اندیشههای دارویی برای درمانها بیرون نمیرود.
چندان به دلم تیرت جا کرد که بر سینه
چون سنگ زنم خیزد آواز ز پیکانها
هوش مصنوعی: درد تو به حدی در قلبم نشسته که حتی سنگینترین احساسات را هم از دل بروز میدهد و صدای تیرها را در سینهام حس میکنم.
در راه تو هر پیمان سدیست جدا جامی
پیمانه می بستان بشکن همه پیمانها
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، هر وعدهای که داده شده، مانعی است که باید کنار بزنیم. پس بیفشان و پیمانهات را پر کن، و همه عهدها را بشکن.