برگردان به زبان ساده
به عشق آن پیر عالمگیر گشته ست
که در عشق جوانان پیر گشته ست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق آن فرد بزرگ و با تجربه، همه جا تحت تأثیر قرار گرفته است، زیرا او در عشق جوانان به سن و سال رسیده و تجربه کسب کرده است.
ز طفلان کم بود پیری که مویش
نه از شکرلبان چون شیر گشته ست
هوش مصنوعی: هیچ کدام از کودکان نیستند که موهایشان به رنگی خوش و دلنشین از شیر باشد، مانند پیران.
نه مهرت در دلم ازنو نوشتند
ازل تاریخ این تحریر گشته ست
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من دوباره نوشته شده است و از آن زمان، داستان این احساس به ثبت رسیده است.
چو ممکن نیست تصویر جمالت
شریعت مانع تصویر گشته ست
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر زیبایی تو ممکن نیست، احکام و قوانین، مانع از دیدن آن تصویر شدهاند.
نه وقت صبح برگل شبنم است آن
ز تو غرق خوی تشویر گشته ست
هوش مصنوعی: در صبح زود، گلها به دلیل شبنمها آغشته و زیبا میشوند، اما این زیبایی به خاطر این است که تو در دلت غرق احساسات و تغییرات شدهای.
ز کشمیری بتان دین برانداز
دلم بتخانه کشمیر گشته ست
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر زیباییهای بتهای کشمیری قرار گرفته و به همین دلیل از دین و باورهای خود دور شده است. اکنون قلبم مانند معبدی پر از زیباییهای کشمیری شده است.
به تعجیلم همی کشتی چه کردم
که طبعت مایل تأخیر گشته ست
هوش مصنوعی: در سختیها و چالشها، من به شدت تلاش میکنم، اما نمیدانم چرا ذات تو تمایل به تأخیر دارد.
ز بس کز زلف تو پیچید بر هم
رگ جان بر تنم زنجیر گشته ست
هوش مصنوعی: به علت پیچیدگی زلفهای تو، رگ جانم همچون زنجیری به بدنم در آمده است.
مکن تدبیر جامی کز دو زلفت
اسیر ربقه تقدیر گشته ست
هوش مصنوعی: برای تدبیر و فکر کردن درباره جامی که از دو زلف تو اسیر شده، کار نکن؛ زیرا او به دست تقدیر گرفتار شده است.