شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
چو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت
مدیح من پی نشر فضایلی که تو راست
به شرق و غرب رفیق هزار قافله رفت
عطیه تو که وافی به جوع و آز نبود
ز حبس معده چو آزاد شد به مزبله رفت
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
چو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت
هوش مصنوعی: شنیدهای که معزی در گفتگو با سنجر چه چیزی گفت، زمانی که سخن از سخاوت و بخشش تو به میان آمد و به یادآوری هدایا و لطفها پرداخته شد.