برگردان به زبان ساده
ای صیقل جبین تو داده جلای روح
در دل بود خیال تو تن را به جای روح
هوش مصنوعی: ای زیبایی که آرامش را به دل میبخشی، تصویر تو در ذهن من، جانم را شادابتر میکند و وجودم را از روح روحانی پر میکند.
ای نسبت صفای بتان با وجود تو
چون نسبت کدورت تن با صفای روح
هوش مصنوعی: وجود تو نسبت به زیبایی و صفای بتان مانند این است که کدورت و آلودگی جسم به پاکی و روشنی روح نسبت داده شود. یعنی تو بسیار فراتر و والاتر از زیبایی های ظاهری هستی.
خود گو که از تو چون گسلم چون تویی مرا
محنت زدای قالب و راحت فزای روح
هوش مصنوعی: بگو که وقتی از تو جدا شوم، چه بر من میگذرد. تو مایهی آرامش جسم و راحتی روح من هستی.
جان را گداختم به هوای تنت بلی
تن را کنند اهل ارادت فدای روح
هوش مصنوعی: من جانم را برای آرزوی داشتن تو فدای میکنم، بله، اهل عشق و ارادت اهل فدای تن به خاطر روح هستند.
روحم خبر ز عشق ازل می دهد کجاست
روحانیی که گوش کند ماجرای روح
هوش مصنوعی: روح من داستان عشق همیشگی را روایت میکند؛ اما کسی نیست که به این داستان گوش دهد و آن را درک کند.
روح الله آن نفس که ز روح القدس گرفت
لعل لبت به آن زند اکنون صلای روح
هوش مصنوعی: روح الله آن نفسی است که از روح القدس الهام گرفته و صدای روح را به لعل لبت میزند.
تو روح جامیی و می لعل چون خوری
باشد تو را غذای تن او را غذای روح
هوش مصنوعی: تو مانند یک جام هستی و وقتی که میخوری، مانند لعل میشود. این نوشیدنی برای تن تو غذای جسم است و برای روح تو غذای روح.