برگردان به زبان ساده
پیش قدت دست خدمت بسته هر سروی که هست
دست بسیار است جان من بلی بالای دست
هوش مصنوعی: هر سروی که قد بلند و زیبایی دارد، به خاطر قد و جلال تو، ناچار دست به خدمت به تو دراز کرده است. جان من، بله، من هم در برابر تو تسلیم و در خدمت تو هستم.
میل طوبی کرد زاهد گرچه بالای تو دید
آری آری مایل پستیست همتهای پست
هوش مصنوعی: زاهد که به دنبال کمال و نیکی است، اگرچه به زیباییها و بلندای روح اشاره میکند، اما در واقع او به چیزهای پایینتر و ناچیز تمایل دارد و همت او به سمت اهداف نامناسب و دون است.
مستی از میخانه می زد دست و می گفت این سرود
بت پرست از بت پرست و خودپرست از خود نرست
هوش مصنوعی: مستی از میخانه به من رسیده بود و با آن سرود، میگفت که پرستش بتها از بتپرستان و خودپرستی از کسانی که فقط به خود اهمیت میدهند، نتیجهای نخواهد داشت.
درشب هجران هجوم آورد بر من تاب تب
دل طپید از بیم و تن لرزید لیکن نبض جست
هوش مصنوعی: در شب دوری، حس شوق و اشتیاق بر من چیره شد. قلبم از ترس بسیار تپش میزد و بدنم میلرزید، اما در عین حال، نبض زندگیام همچنان تند میزد.
بود سینه منزل دل نیز لیکن تیر تو
چون رسید از ره گذشت از سینه و در دل نشست
هوش مصنوعی: دل خانهای برای عشق بوده، اما وقتی تیر عشق تو از راه رسید، از سینه عبور کرد و در دل جا گرفت.
پارسا مسکین زبیم دین خود از زلف تو
می هراسد همچو مرغ از دام و چون ماهی ز شست
هوش مصنوعی: پارسا و زاهدی که در زندگی خود سختی کشیده است، از عشق و زلف تو میترسد، همانطور که یک پرنده از دام میترسد و همانطور که ماهی از دستهای انسانی که آن را در آب میگیرد، میترسد.
وصف تو جامی رقم می زد نمودی خط سبز
خامه را بشکست از شرم و ورق را برشکست
هوش مصنوعی: توصیف تو مانند جامی بود که زیباییات را مینوشته است. وقتی قلم سبز به تو اشاره کرد، از حیا و شرم خود را شکست و ورق را نیز خراب کرد.