برگردان به زبان ساده
به شب فروخته رو خانهٔ که میپرسی
به شمع ره سوی کاشانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: به تاریکی شب توجه کن؛ وقتی از خانهای میپرسی، این شمع است که به تو راه رسیدن به آن خانه را نشان میدهد.
به عشوه در حرم کعبه پرسیم خانه
چه کعبه و چه حرم خانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: در حرم کعبه با ناز و عشوه میپرسیم منظور از خانه و کعبه چیست؟ خانهای که دربارهاش میپرسی، خود حرم است.
ز زلف و خال تو دلهای ما گرفتارند
خبر ز دامگه و دانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: دلهای ما به خاطر زلف و خال زیبایت در بند و گرفتارند. وقتی از دام و تلهای که به آن اشاره میکنی سؤال میکنی، خبر داریم.
به هر زبان ز تو افسانهای و خستهدلان
نهاده گوش که افسانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: هر زبانی که صحبت کنی، داستانی از تو وجود دارد و دلهای خستهای گوش میدهند که داستان چه کسی را میخواهی بپرسی.
دل هزار کس از عشق توست دیوانه
ولی تو از دل دیوانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: دلهای بسیاری به عشق تو دیوانه شدهاند، اما تو از دل چه کسی که دیوانه است، سوال میکنی؟
ز جام لعل تو مست است عقل ازو هردم
حدیث ساغر و پیمانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: عقل انسان به شدت تحت تأثیر زیباییهای تو قرار گرفته و هر لحظه سخن از جام و مینوشی دارد که تو از آن میپرسی.
یکیست گنج به ویرانه جهان جامی
سراغ گنج به ویرانهٔ که میپرسی
هوش مصنوعی: در این دنیا که به ظاهر خالی و ویران به نظر میرسد، یک گنج پنهان وجود دارد. وقتی از دیگران درباره این گنج میپرسی، به درستی نمیدانند که چه چیز ارزشمند و پنهانی در این ویرانی نهفته است.