برگردان به زبان ساده
شدم به صحبت پیر مغان سحرگاهان
ز قید هستی موهوم خود امان خواهان
هوش مصنوعی: صبحگاهان به گفتوگو با پیر مغان مشغول شدم و از محدودیتهای نادرست وجود خود رهایی طلبیدم.
ربود آگهیم را به یک دو جرعه می
که نیست رستن ازین قید کار آگاهان
هوش مصنوعی: مرا آگاهی را با چند جرعه می ربود و من از این بند آگاهیهایی که دارم، نمیتوانم رهایی یابم.
فداش هستی من کز فروغ طلعت خویش
نهد چراغ هدایت به راه گمراهان
هوش مصنوعی: من جانم را فدای او میکنم، زیرا نور چهرهاش چراغ هدایت را بر مسیر گمراهان روشن میکند.
درخت وصل بود بس بلند و طرفه کزان
نچید میوه بجز دست دست کوتاهان
هوش مصنوعی: درخت وصل به قدری بلند و زیبا بود که هیچ میوهای جز برای کسانی که دستهای کوتاهی داشتند، نچید.
چه سود شوکت شاهی که در نشیمن خاک
یکیست ذل گدایان و عزت شاهان
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد عظمت و شکوه پادشاهی، وقتی که در نهایت همه انسانها، از گدایان تا شاهان، به یک سرنوشت مشترک در خاک میرسند و در برابر سرنوشت برابر هستند؟
برای پرورش جان خوش است کاهش تن
خلاف مذهب تن پروران و جانکاهان
هوش مصنوعی: برای رشد و تعالی روح، کم کردن وابستگی به بدن بسیار مناسب است، هرچند که این امر با عقاید کسانی که به تنپروری و لذتهای دنیوی اعتقاد دارند، در تضاد است.
بلاست محتسب ار ناگهان رسد جامی
حذر فریضه بود زین بلای ناگاهان
هوش مصنوعی: اگر ناگهان نظارت کارشناس به ما برسد، باید از نوشیدن پرهیز کنیم؛ چرا که این یک وظیفه است تا از این خطرات ناگهانی دور بمانیم.