برگردان به زبان ساده
ای در دهن تنگت جلاب شکر پنهان
در سنبل شبرنگت برگ گل تر پنهان
هوش مصنوعی: تو در دهن کوچک خود شکر را پنهان کردهای و در میان گلهای زیبا و خوشبو، برگ گل تازهای وجود دارد.
سی و دو بود آن لب هرگه به شمار آری
یعنی که بود در وی سی و دو گهر پنهان
هوش مصنوعی: آن لب همیشه دارای سی و دو دانه است و این به این معناست که در آن لب، سی و دو مروارید پنهان وجود دارد.
با هرکه دوچار افتی کام دو جهان یابد
شبها که به گشت آیی از خانه بدر پنهان
هوش مصنوعی: هرکس که با او در مشکل و گرفتاری روبهرو شوی، در تمام دنیا میتواند به تو کمک کند. شبهایی که به طور پنهانی از خانه خارج میشوی، میتواند نشاندهندهی درد و رنجی باشد که تحمل میکنی.
گفتی که بگو پیدا سری ز میان من
نیمیست ز موی آن هم در زیر کمر پنهان
هوش مصنوعی: گفتی که به من بگو کجایم را پیدا کنم، اما من نمیتوانم به تو بگویم چون نیمی از من در میان تو پنهان است و قسمتی از موهایم هم زیر کمرم مخفی شده است.
از هجر توام بردل صد داغ بود پیدا
واندر ته هر داغی صد داغ دگر پنهان
هوش مصنوعی: هنگام دوری تو، دل من پر از درد و غم است. هر درد و جراحتی که به وضوح دیده میشود، در عمق خود داغهای پنهانی دیگری را نیز نهفته دارد.
هر فرش که اندازم در کلبه غم بی تو
گردد ز نم دیده در خون جگر پنهان
هوش مصنوعی: هر گامی که بر روی فرش در کلبه غم گذاشته میشود، به خاطر نبود تو، با اشکهایم آغشته میشود و درد دلهایم را پنهان میکند.
ننهاد تو را در دل یک ذره مهر ایزد
هر چند که صنعش در سنگ شرر پنهان
هوش مصنوعی: در دل من حتی یک ذره محبت و عشق از سوی خداوند نسبت به تو قرار نداده است، هرچند که خلاقیت او حتی در سنگهای آتشین نیز نهفته است.
از بس که بود رشکم بر گوش و زبان بی تو
نامت نبرم هرگز با خویش مگر پنهان
هوش مصنوعی: به خاطر شدت حسادت و عشق به تو، هرگز نمیتوانم نامت را به زبان بیاورم و فقط در دل خودم به آرامی از تو یاد میکنم.
از چشم تو دزدیده خواهد نظری جامی
کوری رقیبان را سویش بنگر پنهان
هوش مصنوعی: از چشم تو به آرامی نگاهی خواهم انداخت که رقیبان را به گونهای نابینا کند. به او نگاه کن، ولی به طور پنهانی.