برگردان به زبان ساده
یاد آن روزی که با خوبان سری میداشتم
جان به جانانی و دل با دلبری میداشتم
هوش مصنوعی: یاد آن روزی که با انسانهای نیکو بودم و جانم را به محبوبی بخشیده بودم و دل به عشق دلبری سپرده بودم.
گر گلی میشد به باد بینیازی زین چمن
عندلیبآسا هوای دیگری میداشتم
هوش مصنوعی: اگر گلی داشتم که بادی آن را با خود میبرد، از این چمن و سر و صداهایش بینیاز میشدم و آرزوهای دیگری میکردم.
بو که گویندم که هست اندر فلان کشور بتی
گوش بر افسانه هر کشوری میداشتم
هوش مصنوعی: بر اساس تصوری که دارم، میگوید که وقتی در مورد وجود یک بت در کشوری خاص صحبت میشود، من همیشه گوش به داستانها و افسانههایی از هر سرزمینی داشتم.
تا مگر آید برون زیبا نگاری از دری
رسم دریوزه به هر خاک دری میداشتم
هوش مصنوعی: نکند روزی معشوقهای زیبا از در وارد شود، بهطوری که من از هر جایی که وارد میشوم، بهعنوان پیشکش و پذیرایی، برای او فرشی از گل و خاک فراهم کردهام.
تا بتابد ناگهان ماهی ز عالیمنظری
دیده هرجا میشدم بر منظری میداشتم
هوش مصنوعی: هنگامی که ماه روشن میشود، از نگاه بلندمرتب خود، هر جا که میروم، منظره زیبایی میبینم.
هرکجا مرغی به بام خوبرویی دیدمی
گفتمی من کاش هم بال و پری میداشتم
هوش مصنوعی: هرجا که پرندهای را بر بام دختری زیبا میدیدم، آرزو میکردم که ای کاش من هم بال و پر داشتم.
بهر تسخیر پریرویان به افسون سخن
در بغل ز اشعار جامی دفتری میداشتم
هوش مصنوعی: برای جذب و دلربایی معشوقان زیبا، با جملات و کلمات فریبنده، از اشعار جامی دفتری در آغوش داشتم.