برگردان به زبان ساده
به فکرت خواستم کز سر وحدت یابم آگاهی
خطاب آمد که از پیر مغان خواه آنچه می خواهی
هوش مصنوعی: به فکر رسیدم که از راه یگانگی و اتحاد دانشی به دست آورم. صدایی به من گفت که برای آنچه که میخواهی، از پیر مغان کمک بگیر.
کشم رخت ارادت بر در پیر مغان روزی
اگر دولت کند دمسازی و توفیق همراهی
هوش مصنوعی: اگر روزی فرصتی پیش بیاید و سرنوشت به من اجازه دهد، محبت و ارادت خود را به درگاه پیر مغان خواهم کشید و در کنار او خواهم بود.
نگویم با علو همتش زین اطلس والا
که دانم بر قد قدرش کند این جامه کوتاهی
هوش مصنوعی: نمیخواهم بگویم که به خاطر بلندی همت او، این پوشش زیبا و گرانبهاست؛ چون میدانم که شایستگی و عظمتش به قدری است که این لباس برای او یعنی کوتاهی و نابسندگی است.
شد از دیوان قسمت هر کسی را نامزد چیزی
من و جام صبوحی زاهد و ورد سحرگاهی
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خود چیزی را نصیب میشود، من هم پیالهای از شراب و ذکر سحرگاهی را انتخاب کردهام.
چه سود ای شیخ هر ساعت فزودن خرمن طاعت
چو نتوانی که یک جو از وجود خویشتن کاهی
هوش مصنوعی: ای شیخ، چه فایده دارد که هر لحظه بر تعداد عبادتها و اعمال نیک خود اضافه کنی، اگر نتوانی حتی یک ذره از وجود خود را کم کنی و از خود فرار کنی؟
به رقص آ ذره سان جامی چو آمد شامل حالت
فروغ آفتاب حشمت و جاه جهان شاهی
هوش مصنوعی: وقتی ذرهای از نور در جامی قرار گیرد، حالتی شگفتانگیز پیدا میکند و زیبایی و جلال آفتاب را به نمایش میگذارد؛ درست مانند شکوه و عظمت یک پادشاه در جهان.
به اقبال قبول طبع شاه آوازه نظمت
چو صیت دولتش خواهد گرفت از ماه تا ماهی
هوش مصنوعی: اگر طبع و سلیقه شاه به آوازهی نظم و شعر تمایل پیدا کند، شهرت و اعتبار دولت او در هر ماه به اندازهی زیبایی یک ماه خواهد درخشد.