شمارهٔ ۹۶۶
جامی
»
دیوان اشعار
»
فاتحة الشباب
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۶۶
هر چند ز چشم ما نهانی
غم نیست چو در میان جانی
بی روی تو زیستن نخواهم
کان مرگ بود نه زندگانی
خواهم به ره تو خاک گردم
چون جلوه کنان سمند رانی
کو تیغ که پیش رویت امروز
داریم هوای جان فشانی
جامی ز غم تو بس خراب است
گفتیم تو را دگر تو دانی
شمارهٔ ۹۶۵: تو شمع مجلس انسی و شاه عالم جانی
شمارهٔ ۹۶۷: ای فتنه چشم تو جهانی
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر چند ز چشم ما نهانی
غم نیست چو در میان جانی
هوش مصنوعی: اگرچه تو از نگاه ما پنهانی، اما غم و اندوهی برای ما نیست، چون تو در دل ما زندگی میکنی.
بی روی تو زیستن نخواهم
کان مرگ بود نه زندگانی
هوش مصنوعی: بدون دیدن تو قادر به زندگی نیستم، زیرا این زندگی بدون تو همچون مرگ است.
خواهم به ره تو خاک گردم
چون جلوه کنان سمند رانی
هوش مصنوعی: میخواهم در مسیر تو به اندازهی ذرهای خاک شوم، مانند سمند رانی که با زیبایی و جلوهگری حرکت میکند.
کو تیغ که پیش رویت امروز
داریم هوای جان فشانی
هوش مصنوعی: ای تیغ، ما امروز در برابر تو از جانفشانی خود سخن میگوییم و آمادهایم تا جان خود را فدای تو کنیم.
جامی ز غم تو بس خراب است
گفتیم تو را دگر تو دانی
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، حال دلم بسیار خراب شده است. گفتیم دیگر تو خود میدانی چه بر من گذشته است.