برگردان به زبان ساده
شبها من و خیال تو و کنج خانهای
با خود ز گفتوگوی تو هردم فسانهای
هوش مصنوعی: شبها من به یاد تو در گوشهای از خانه نشستهام و هر آنچه میگویم، قصهای از توست.
کردند عاشقان بحلت خونشان بریز
هردم چه حاجت است که جویی بهانهای
هوش مصنوعی: عاشقان هر لحظه خون خود را فدای معشوق میکنند. چه نیازی است که به دنبال بهانهای باشیم؟
سوزد زبان خامه گه شرح اشتیاق
کز آتش غم تو برآرد زبانهای
هوش مصنوعی: خامه (قلم) در توصیف اشتیاق میسوزد، چرا که از آتش غم تو شعلهای برمیافروزد.
خواهم عنان گرفتنت ای شهسوار حسن
باشد بدین بهانه خورم تازیانهای
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که تو را به کنترل خود درآورم، ای جوانمرد زیبایی. به همین دلیل، با این بهانه، بر خودم سختی و زحمتی میگذارم.
اینک دلفگار من ای ترک تندخوی
بهر خدنگ غمزه چو خواهی نشانهای
هوش مصنوعی: دلافسرده ام، ای دختر زیبای تندخو، اگر میخواهی، به من علامتی بده تا نشان دهم غم و اندوهی که در قلبم وجود دارد.
تا جا گرفت خیل خیالت میان جان
غم رو نهاد سوی من از هر کرانهای
هوش مصنوعی: هنگامی که خیالات تو در دل من جا گرفت و غم را به سمت من فرستاد، احساس کردم که آن غم از هر سوی به سمت من میآید.
جامی چه اعتبار بر آن آستان ز تو
همچو تو صد گداست به هر آستانهای
هوش مصنوعی: هر چه قدر که در برابر آن آستان، تو اهمیت و ارزش داری، صدها گدا و نیازمند دیگر نیز در برابر هر آستانهای ارزش ندارند.