برگردان به زبان ساده
هر صبح کآفتاب رخت سر زند ز جیب
گر من چو صبح چاک زنم جیب جان چه عیب
هوش مصنوعی: هر صبح که آفتاب با زیباییاش طلوع میکند، اگر من هم مانند صبح، پرده وجودم را کنار بزنم و به جستجوی جان و حقیقت پردازم، به چه عیبی برمیخورم؟
چون گشت ساقی آن لب میگون چه جای طعن
گر طیلسان زهد به صهبا دهد صهیب
هوش مصنوعی: وقتی ساقی آن لب خوش رنگ را مشاهده کرد، دیگر چه جای خردهگیری و انتقاد از زاهدانی است که به رنگ میپردازند و دچار وسوسه میشوند؟
پیران سرم هوای جوانی ز ره فکند
آنجا که حکم عشق چه جای شباب و شیب
هوش مصنوعی: پیران به من میگویند که دل به جوانی بسپارم و از چیزی که در دل دارم دور نشوم، زیرا در دنیای عشق، دیگر جایی برای جوانی و پیری وجود ندارد.
بر ما رقم به عشق زد آن دم که ساز کرد
اسباب جلوه شاهد خلوت سرای غیب
هوش مصنوعی: در آن لحظه که عشق بر ما حاکم شد، وسایل و ابزارها را برای نمایان شدن زیبایی شاهد در دنیای پنهان فراهم کردند.
اشک من از عقیق یمن می دهد نشان
مذ خیمة سعاد علی ایمن العذیب
هوش مصنوعی: اشک من نشانهای از سنگ عقیق یمن است که به خیمه سعاد علی که در کنار آب روان قرار دارد، اشاره میکند.
سیراب کن ز بحر یقین جان تشنه را
زین بیش خشک لب منشین بر سراب ریب
هوش مصنوعی: با یقین و ایمان واقعی، جان تشنهات را سیراب کن. بیشتر از این، لبهای خود را به خشکی نگذار و در دام شک و تردید نیفت.
جامی درون خرقه خود یافت دوست را
زان رو کشید پای به دامان و سر به جیب
هوش مصنوعی: جامی درون لباس خود دوست را پیدا کرد و به همین دلیل، با افتادگی و احترام به او نزدیک شد و سرش را به طرف جیب خود پایین آورد.