برگردان به زبان ساده
باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
تا مرهم پیشینه شود داغ پسینه
هوش مصنوعی: دوباره مرا با بدی آزار ده تا زخم قدیمیام التیام یابد و آن زخم جدیدی که بر دوشم نشسته، احساس شود.
هیهات که شایسته غم های تو گردد
تا دل نشود پاک ز غل سینه ز کینه
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به این اندوهها و غمهایی که تو داری، عادت کرد؛ تا زمانی که دل از بغض و کینه خالی نشود و پاک نگردد.
پیش آ که به بر گیرمت ار طالب عشقی
کین درد سرایت کند از سینه به سینه
هوش مصنوعی: بیا نزد من، که اگر به دنبال عشق هستی، این درد را از دل به دل دیگر منتقل میکند.
گنجی ست دل من که ز پیکان تو دارد
صد گوهر سیراب به هر کنج دفینه
هوش مصنوعی: دل من مانند یک گنجینه است که تیرهای عشق تو آن را پر از جواهرات ارزشمند کرده است و در هر گوشهاش چیزهای پنهانی و باارزشی دارد.
دل جای غم توست نگه دارش از اغیار
شرط است ز شاهان جهان پاس خزینه
هوش مصنوعی: دل تو باید از غمها پاک و سالم بماند و این حفاظت از آن، امری ضروری است. پس باید مانند شاهان دنیا از ارزشها و داشتههای خود به خوبی محافظت کنی.
جانم سوی تن ز آرزوی خال تو آمد
چون مرغ که آید به زمین از پی چینه
هوش مصنوعی: جان من به خاطر آرزوی دیدن تو به بدنم بازگشته است، مانند پرندهای که به زمین میآید تا به لانهاش برسد.
تا یار کند میل غزل های تو جامی
از خون جگر رنگ کن اوراق سفینه
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوب اهتمامی به شعرها و غزلهای تو داشته باشد، صفحات این سفرنامه را با قطرات خون دل رنگآمیزی کن.