برگردان به زبان ساده
ای خطت نقشی ز نو انگیخته
مشک تر پیرامن گل ریخته
هوش مصنوعی: ای خطوط تو همچون نقشی تازه و زیباست که با رنگ مشکی دور گلها را تزیین کردهای.
با خیال لعل رنگ آمیز تو
آب چشم ما به خون آمیخته
هوش مصنوعی: با فکر و یاد زیبایی تو، اشکهای ما به شدت غمگین و پررنگ شده است.
دارم از زلف تو صد پاره دلی
هر یک از مویی دگر آویخته
هوش مصنوعی: من از زلف تو دلی پاره پاره دارم که هر تکهاش به مویی دیگر آویزان است.
آهوان دیده فریب چشم تو
هر کدام از گوشه ای بگریخته
هوش مصنوعی: بیشه پر از آهوهایی است که به خاطر زیبایی چشمان تو هر کدام به سمتی فرار کردهاند.
چشم من هر شب به جست و جوی دل
خاک کویت را به مژگان بیخته
هوش مصنوعی: چشمم هر شب با اشتیاق، به دنبال دلدارم، خاک سرزمین تو را با مژگانم مینویسم.
تا سر زلف تو از کف داده ام
رشته جان از تنم بگسیخته
هوش مصنوعی: من جانم را به خاطر زیباییهای تو از دست دادهام و دیگر در این دنیا نمیتوانم به زندگی ادامه دهم.
جامی از وصف میانت قاصر است
گرچه هر دم صد خیال انگیخته
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که هیچ توصیفی نمیتواند به خوبی زیبایی و جذابیت تو به تصویر بکشد. حتی با وجود اینکه هر لحظه ایدهها و تصورات فراوانی در مورد تو به ذهن میرسد، باز هم هر چه بگوییم، کم خواهد بود.