برگردان به زبان ساده
آن دو رخ را که نبینیم مگر ماه به ماه
به جمال تو که هستیم به جان نیکو خواه
هوش مصنوعی: ما تنها در هر ماه میتوانیم چهره آن دو را ببینیم، و آن هم به خاطر زیبایی توست که در دل ما وجود دارد.
گر کشی از پی نخجیر گه صید کمان
برکشد آهوی مسکین ز دل سوخته آه
هوش مصنوعی: اگر به دنبال شکار بروی، آهوی بیگناه با دلbroken و سوختهاش، به محض دیدن تیرکمان، حالت غمانگیزی به خود میگیرد.
جمله خوبان به رخت خط غلامی دادند
هست آن خال سیه نیز بر این جمله گواه
هوش مصنوعی: همهی زیبایان به چهرهات نشان از بردگی عشق دادند، همین خال سیاه بر صورتت هم گواهی بر این مدعاست.
بر ندارم ز رهت روی اگر سر برود
چه کنم کز ازل اینگونه شدم روی به راه
هوش مصنوعی: هرگز از راه تو جدا نميشوم، حتی اگر جانم را از دست بدهم. چون از آغازِ وجودم، سرنوشت من به این شکل رقم خورده که تنها به تو روی آورم.
خواهد از غصه رقیب تو که ریزد خونم
ناگه ار جانب تیغ تو کنم تیز نگاه
هوش مصنوعی: رقیب تو به شدت ناراحت است که اگر من ناگهان در برابر تیغ تو خشمگین شوم و به تو حمله کنم، خونم ریخته خواهد شد.
در اشک و رخ زردم بنگر کز گردون
حاصل خرمن من نیست جز این دانه و کاه
هوش مصنوعی: به صورت ساده، در اینجا شاعر از بیثمری و ناکامی خود سخن میگوید. او با اشاره به اشکها و چهرهی رنگباختهاش، میگوید که از زندگی چیزی جز اندک موفقیتها و مشکلات (که به مانند دانه و کاه در محصول اشاره شده) به دست نیاورده است. در واقع، او به ناکافی بودن حاصل تلاشهایش اشاره دارد.
جامی از هجر رخت گه تب و گه آه کشد
نیست کس را به جهان حال بدین گونه تباه
هوش مصنوعی: کسی در جهان نیست که به خاطر جدایی تو، اینگونه آشفته و بیتاب باشد. من همواره در حال ناله و اندوه هستم.