برگردان به زبان ساده
آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب
حسن طالع بین که دیدم آن رخ چون آفتاب
هوش مصنوعی: زمانی که پرده از چهره زیبای تو کنار رفت، همچون آفتاب درخشان، نور و روشنی آن را دیدم.
در خیال خط مشکین تو با عارض به هم
دمبدم چشم تر ما می زند نقشی بر آب
هوش مصنوعی: در تصور من، خط زیبای تو در کنار چهرهات همواره در حال است و هر لحظه اشکهای من نقشی روی آب میزنند.
خاک آن در زیر سر شبها غنودن دولتی ست
عمر بگذشت و ندیدم هرگز این دولت به خواب
هوش مصنوعی: در دل شبها خوابیدن بر روی خاک، نشانهای از یک نعمت و خوشبختی است. اما عمر من گذشت و هرگز این خوشبختی را در خواب ندیدم.
می کند هر دم دل بیهوشم آن لب ها هوس
مست رفت از دست و دارد همچنان ذوق شراب
هوش مصنوعی: هر لحظه دل بیهوشم به آن لبها و زیباییها میزند و هوای مستی از دست رفتهام را حس میکند و همچنان شوق و رغبت به شراب در وجودم باقی است.
داغ دل را آه های آتشین باشد نشان
دود روزن می دهد آگاهی از سوز کباب
هوش مصنوعی: دل غمگین علامتهای خود را به صورت آههایی آتشین نشان میدهد، مانند دودی که از روزنهای بیرون میآید و خبر از شعلههای پنهان کباب میدهد.
من که در میخانه با دردی کشان هم خانه ام
خانه ام خواهد شد آخر در سر می چون حباب
هوش مصنوعی: من در میخانه، همنوا با افرادی که درد دارند زندگی میکنم. در نهایت، سرنوشت من مانند حبابی است که درون شراب وجود دارد و میدانم که به همین وضعیت ختم خواهد شد.
گفته جامی نگیرد چون زر خالص رواج
جز به اکسیر قبول طبع شاه کامیاب
هوش مصنوعی: هیچ زهرهای نمیتواند مانند طلا خالص به راحتی در دسترس باشد، مگر آنکه با جادوی خاصی، طبع شاه را راضی کند.