برگردان به زبان ساده
مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این
سر من خاک ره او اگر آن کج کله است این
هوش مصنوعی: ماه از راه آمد و بر افراز، اما این سر من که به خاک پای او افتاده، اگر کسی فکر کند که او نادرست و کجفکر است، اشتباه میکند.
همه حسن است و ملاحت همه لطف است و صباحت
نه بت چارده ساله که مه چارده است این
هوش مصنوعی: تمامی زیبایی و دلربایی در اینجا وجود دارد، همه لطف و زیبایی نیز حضور دارد. این تنها به خاطر زیبایی یک دختر چهاردهساله نیست که مانند ماه چهاردهام است.
شده بر هر سر راهش سپهی جمع ز خوبان
بشکن گو سپه شه که شه صد سپه است این
هوش مصنوعی: در هر نقطهای که او میرود، گروهی از نیکان جمع شدهاند. به او بگو که فرماندهاش کسی است که خودش از همه بهتر است و برتری دارد.
نه مرا بستر لعل است شب اندر ته پهلو
که ز خون مژه بسته جگر ته به ته است این
هوش مصنوعی: من نه در شب، که تاریک و پر درد است، بر روی بستری از سنگ و غم خوابیدهام. چشمانم پر از اشک است و جگرم از غم پُر درد و حزین شده است.
چو شب از محنت فرقت اگرم روز سیه شد
نکنم ناله ازان مه که ز بخت سیه است این
هوش مصنوعی: وقتی شبانه از درد جدایی رنج میبرم، اگر روزم هم تاریک و سیاه شود، از آن دلبر شکایت نخواهم کرد؛ زیرا این وضعیت، نتیجهی شومی است که به من رسیده است.
من و ویرانه محنت که به شبهای جدایی
دل خو کرده به غم را شده آرامگه است این
هوش مصنوعی: من و ویرانی که از درد فاصلههای شبانه به یاد تو در دل جا گرفتهام، اکنون آرامگاه غمهایم شده است.
به رهت پست فتاده ست سر جامی بیدل
قدمی رنجه کن آخر نه کم از خاک ره است این
هوش مصنوعی: در مسیر تو سر جامی از بیدل افتاده است. لطفاً کمی زحمت بکش و این جام را از روی زمین بردار، زیرا این جام هیچ کم از خاکی که زیر پا است ندارد.