برگردان به زبان ساده
بنمای رخ که مطلع صبح صفاست این
آیینه جمال نمای خداست این
هوش مصنوعی: نمایش چهرهات را کنم که مانند سپیدهدم زیباست، این آینه هویدا کننده جمال خداست.
کردم بسی طفیل سگان بر در تو جای
هرگز نگفتیم چه کس است از کجاست این
هوش مصنوعی: به خاطر تو و برای نزدیک شدن به تو، خود را به شخصیتها و افراد مختلفی شبیه کردهام. اما هرگز نگفتهایم که چه کسی هستیم و از کجا آمدهایم.
بر سینه می زدم ز غمت سنگ هر که دید
گفتا به عشق سنگ دلی مبتلاست این
هوش مصنوعی: من از شدت غم به سینهام میزدم و هر کسی که این را میدید، میگفت که این شخص به خاطر عشق دلی سنگی و بیرحم شده است.
هرگز نکردی از لب خود کام من روا
ای بی وفا به شرع وفا کی رواست این
هوش مصنوعی: تو هرگز از لب خود کام مرا برآورده نکردی، ای بی وفا! در نظر اصول وفا، آیا چنین رفتاری درست است؟
زلف دوتاست پیش رخم گفته ای نقاب
زلف دو تا مگوی که دام بلاست این
هوش مصنوعی: زلفهای تو دو دسته است و زیباییاش به چهرهام افزوده، اما به من بگویید که چرا این نقاب از زلفهای دوگانه را نمیگویی، در حالی که میدانی این کار میتواند مرا در دام مشکلات بیندازد.
بیگانه وار می گذری بر گدای خویش
آخر نه با سگان درت آشناست این
هوش مصنوعی: تو بیتوجه و بیاعتناء از کنار گدای خودت عبور میکنی، در حالی که سگهای درت به تو آشنا هستند.
می زد رقیب طعنه جامی سگ تو گفت
هیچش مگو که همدم دیرین ماست این
هوش مصنوعی: رقیب به من طعنه میزد و از جام من انتقاد میکرد، اما من به او گفتم هیچ چیزی نگو، چون این جام همدم قدیمی ماست.