برگردان به زبان ساده
کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون
صرنا سواک حیث تقلبت فی الشئون
هوش مصنوعی: در پیوند به جنبههای مختلف وجودت، ما هم به یک حالت در آمدهایم که در بررسی مسائل، شرایطمان کم و بیش یکسان شده است.
یک جلوه کرد حسن تو بیرون فکند عکس
هر نقش دلربا که نهان بود در درون
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو به نمایش درآمد و تصویری از تمام زیباییهای دلربا و پنهان در درون را به نمایش گذاشت.
ما را ز ذات و فعل و صفت هیچ بهره نیست
جز آنکه تو به صورت ما آمدی برون
هوش مصنوعی: ما هیچ بهرهای از ذات، کار و ویژگیهای خود نداریم جز اینکه تو به صورت ما ظاهر شدی.
ساقی بیا و باده بی چند و چون بیار
از بزمگاه عشق مبرا ز چند و چون
هوش مصنوعی: بیا ساقی، شرابی بیاور که هیچ قید و شرطی نداشته باشد. از محفل عشق، بیهیچ محاسبه و محدودیتی، این نوشیدنی را بیاور.
بازم رهان ز خویش که در کارگاه عشق
کاری نکرد مصلحت عقل ذوفنون
هوش مصنوعی: از خودت فاصله بگیر و رها کن که در کارگاه عشق، عقل و تدبیر جایی ندارد.
مطرب بساز پرده که عشق آشکار کرد
رازی که زیر پرده نهان بود تاکنون
هوش مصنوعی: خواننده، ساز بزن و پرده را برشکن که عشق را نمایان کرده است؛ رازی که تا کنون در پس پرده پنهان بود.
جامی نشان ز منزل مقصود می دهد
ای سالکان راه طلب این تذهبون
هوش مصنوعی: جامی نشانی از مقصد نهایی را به شما میدهد. ای کسانی که در جستجوی معانی و حقیقت هستید، به کجا میروید؟