برگردان به زبان ساده
هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجا
خواهم از شوق کنم جامه جان چاک آنجا
هوش مصنوعی: هر کجا که آن معشوق زیبا و دلربا ظاهر شود، من از شوق و عشق، لباس روح خود را به خاطر شیدایی و محبت پاره میکنم و در همان جا میروم.
مبریدم ز سر راهش اگر میرم زار
بگذارید خدا را که شوم خاک آنجا
هوش مصنوعی: اگر از راهش دور میشوم و حالم خراب است، بگذارید خدا را، چون آرزو دارم که آنجا خاک شوم.
مزن آتش به من ای آه در آن کوی مباد
دود خیزد ز سر این خس و خاشاک آنجا
هوش مصنوعی: مرا به آتش نکش، ای آه! مبادا که در آن کوی، دود از سر این علفهای هرز بلند شود.
شدم آواره شهری ز گرفتاری دل
که ز خونریز غریبان نبود پاک آنجا
هوش مصنوعی: به خاطر درد و مشکلاتی که داشتم، به شهری بیخانمان شدم و متوجه شدم که آنجا برای غریبهها و بیپناهان، جایی سالم و بدون خونریزی نیست.
پای جایی که نهد کاش گذارد اول
که به مژگان ز خس و خاک کنم پاک آنجا
هوش مصنوعی: اگر جایی قدم بگذارم، کاش ابتدا آن را پاگذاشته و پاک کرده باشم، تا با مژگانم گرد و خاک را از آن مکان بزدایم.
دور ازان در گذرانم ز فلک ناوک آه
تا چه سان می گذراند دل غمناک آنجا
هوش مصنوعی: من از آن دور میگذرم، با اندوهی عمیق که چگونه دل غمگین آنجا را تحمل میکند.
جامی از خون خود آلوده مکن صیدگهش
که نبندند چنین صید به فتراک آنجا
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده و از خون خودت چیزی برای دیگران فدای شکار نکن، زیرا در آنجا صید را با کمند نمیگیرند.