برگردان به زبان ساده
گرچه هر روزی ز صد ره کم نمی بینم تو را
خون همی گریم اگر یک دم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: هر روز به طرق مختلف تو را نمیبینم، اما اگر حتی لحظهای هم تو را نبینم، از شدت احساس درونم گریه میکنم.
هر بنا محکم ز سنگ است ای دلت چون سنگ سخت
چون بنای دوستی محکم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: هر سازهای از سنگ محکم ساخته میشود، اما دل تو مانند سنگ سخت نیست. من در دوستیات، استحکام و قوتی نمیبینم.
عشق شد در دل مقیم ای عقل درد سر ببر
کاندرین خلوتسرا محرم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: عشق در دل ساکن شده، ای عقل، دردسر را کنار بگذار، زیرا در این مکان تنها عشق حضور دارد و من تو را نمیتوانم ببینم.
بهر قتل عاشقان می دیدمت زین بیش غم
چون به بخت ما رسید آن هم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: برای کشتن عاشقان تو را میدیدم و از این بیشتر غم داشتم، اما وقتی که نوبت بخت ما رسید، دیگر تو را نمیبینم.
طینت پاک تو گویی ز آب و خاک دیگر است
جنس آب و خاک این عالم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: این بیت نشان میدهد که ذات و فطرت تو از جنس دیگری است و با آنچه در این دنیا وجود دارد تفاوت دارد. تو را نمیتوان در زمرهٔ دیگران دید و حس کرد، زیرا وجودت از چیزی فراتر از این آب و خاک است.
از خم محراب ابرویش همانا غافلی
ای که هرگز پشت طاعت خم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: از خم ابروهای معشوقهاش در محراب عشق غافلی، زیرا هرگز در پشت اعمال نیکو و طاعتت، تو را نمیبینم.
از تو هر مو بر تن جامی غمی دارد جدا
وز غم او یک سر مو غم نمی بینم تو را
هوش مصنوعی: هر مویی از بدن من یک درد و غم دارد و از غم آن، حتی یک مو هم غم تو را نمیبیند.