برگردان به زبان ساده
شب تا به سحر گرد سر کوی تو پویم
با آن در و دیوار غم و درد تو گویم
هوش مصنوعی: در شب تا صبح در اطراف کوی تو میچرخم و با دیوارها و دلتنگیهای تو صحبت میکنم.
پایم به رهت سود و کنون در پی آنم
کز دیده کنم پای و ز سر راه تو پویم
هوش مصنوعی: پایم در راه تو است و اکنون در تلاش هستم که به چشم خود ببینمت و از سر راه تو بگذرم.
چون لاله اگر خاک شوم بی گل رویت
با داغ تو بار دگر از خاک برویم
هوش مصنوعی: اگر مانند لاله در خاک مدفون شوم و گل روی تو را نبینم، باز هم با حسرت تو دوباره از خاک بیرون میآیم.
تا باد چمن نکهتی از پیرهنت یافت
بوی تو دهد هر گل و نسرین که ببویم
هوش مصنوعی: تا وقتی که نسیم چمن بویی از پیراهن تو برباید، هر گلی که بو میکنم، بوی تو را به من میدهد.
حیف است به خون دلم آلوده خدنگت
بر چشم تر انداز کش از گریه بشویم
هوش مصنوعی: نمیتوانم اجازه دهم که تیر چشمانت به اشک دل من آلوده شود. بهتر است که آن را از گریههایم پاک کنی.
تا روی تو دیدم منم و اشک دمادم
بنگر که چها می رسد از دیده به رویم
هوش مصنوعی: وقتی که روی تو را دیدم، من فقط اشک میریزم. نگاه کن ببین چه چیزهایی از چشمانم به رویم میرسد.
درددل جامی شود افزون ز مداوا
این درد که را گویم و درمان ز که جویم
هوش مصنوعی: درد دل من آنقدر زیاد شده که دیگر با درمان آن کم نمیشود. نمیدانم با چه کسی حرف بزنم و از چه کسی کمک بگیرم.