برگردان به زبان ساده
می رسد عید و کشته آنم
که کند غمزه تو قربانم
هوش مصنوعی: عید نزدیک میشود و من از عشق و زیبایی تو، جانم را فدای تو میکنم.
تیغ از کشتنم دریغ مدار
که برآمد درین هوس جانم
هوش مصنوعی: لطفاً در کشتن من تردید نکن، زیرا جانم به خاطر همین آرزو در خطر است.
قتل عشاق را چه حاجت تیغ
روی بنما که جان برافشانم
هوش مصنوعی: در عشق، نیازی به نشان دادن تیزی شمشیر نیست؛ زیرا من به خاطر عشق و دلباختگی خود، جانم را فدای تو میکنم.
هیچ با زندگی نمی ماند
بی تو روزی که زنده می مانم
هوش مصنوعی: بدون تو هیچ چیزی در زندگی برایم باقی نمیماند، حتی روزهایی که زنده هستم.
عید خود خوانمت ولی از عید
همه خندان من از تو گریانم
هوش مصنوعی: عید را برای خود جشن میگیرم، اما در حالی که همه شاد هستند، من به خاطر تو ناراحتم.
مژده عید و وعده عیدی
همه بی تو وعید می دانم
هوش مصنوعی: خبر عید و وعده هدایایی که میدهند را من با تو نمیدانم و بدون تو، همهی این وعدهها برایم بیمعنی است.
جامی آن رخ ندید و عید گذشت
عید او را خجسته چون خوانم
هوش مصنوعی: جامی به او روی نیاورد و عید سپری شد، اکنون چگونه میتوانم عید او را شاداب و خوشبخت خطاب کنم؟