برگردان به زبان ساده
چه گویم کز غمت چون می طپد دل
چو صید غرقه در خون می طپد دل
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم تو، مانند شکارى که در خون خود غوطهور است، به شدت میتپد و دچار درد و رنج است.
ز روی لطف دستی بر دلم نه
ببین کز دست تو چون می طپد دل
هوش مصنوعی: از روی محبت، دستی به دلم بزن؛ زیرا میبینی که دل من چطور از عشق تو میتپد.
ز مرغی کافتد اندر دام صیاد
مرا در زلفت افزون می طپد دل
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای است که در دام صیاد گرفتار شده، و در زلف تو هیجان و تپش بیشتری میگیرد.
چو آن ماهی که بیرون افتد از آب
ز بزم وصل بیرون می طپد دل
هوش مصنوعی: همچون ماهی که از آب خارج میشود و از ارتباط با آن دلبسته میکَند، دل نیز از شادابی وصال بیرون میزند و بیقراری میکند.
گر از یک جانب آمد عشق چون است
که لیلی را چو مجنون می طپد دل
هوش مصنوعی: اگر عشق از یک سو بیفتد، دل مانند مجنون برای لیلی تپش میزند.
نخستین جنبش آمد جنبش عشق
حریفان را نه اکنون می طپد دل
هوش مصنوعی: اولین حرکتی که اتفاق افتاد، حرکتی از عشق بود. دیگر دل حریفان نمیتپد و در حال حاضر نیز خبری از این حالت نیست.
پی تسکین جامی بوسه ای بخش
که امروزش دگرگون می طپد دل
هوش مصنوعی: برای آرامش دل، گوارای بوسهای بده که امروز، دل دیگرگون و ناآرام است.