برگردان به زبان ساده
خوش است ناز تو ای سرو گل عذار مرا
نیاز پرور عشقم به ناز دار مرا
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز تو برایم بسیار دلپذیر است، ای گل سرسبد، عشق من به محبت و لطافت تو نیازمند است.
مگو به طرف چمن جلوه ریاحین بین
دلم اسیر تو با دیگران چه کار مرا
هوش مصنوعی: نیا به من بگو که در چمن گلها را ببینم، چون دلم در بند توست و نگران این نیستم که تو با دیگران چه کار میکنی.
ز گشت باغ چه خیزد ز گل چه بگشاید
درون جان ز تو صد گونه خارخار مرا
هوش مصنوعی: از طراوت باغ چه چیزی به دست میآید و از گل چه گلی شکوفا میشود؟ در درون وجود من، به خاطر تو، صد نوع رنج و درد وجود دارد.
مگو به هر چه کنم اختیار ده که نماند
به پیش حکم تو یارای اختیار مرا
هوش مصنوعی: نگو که هرچیزی را که بخواهی، به من اختیار بده، زیرا توانایی من در انتخاب و تصمیمگیری در برابر اراده تو وجود نخواهد داشت.
کمند زلف توام بند می نهد بر پای
وگرنه نه عزم رحیل است ازین دیار مرا
هوش مصنوعی: زلفهای تو همچون کمند بر پایم میافتد و مرا در این مکان نگه میدارد، وگرنه من هیچ نیتی برای ترک این دیار ندارم.
ز جام لعل لبت جرعه ای کرم فرمای
که کشت نرگس مست تو در خمار مرا
هوش مصنوعی: از لبهای زیبا و قرمشت مقداری از نوشیدنی گرانبها به من بده تا اوصاف زیباییات در من اثر کند و مرا در حالتی خوش و مست فرو برد.
به درد غصه و اندوه ازان خوشم جامی
که صاف عیش و طرب نیست خوشگوار مرا
هوش مصنوعی: من از درد و غم خوشحالترم، چون جامی که صاف و بیدردسر نیست، برای من شیرین و دلپذیر است.