برگردان به زبان ساده
چند فروزم چراغ از علم آه خویش
بزم مرا ده فروغ از رخ چون ماه خویش
هوش مصنوعی: چند بار میخواهم با دانش و آگاهی خود چراغی برای خود برافروزم، اما ای کاش تو با زیبایی و روشنایی چهرهات، محفل من را روشن کنی.
بیرهی از حد گذشت تیغ سیاست بکش
درد سر عاشقان دور کن از راه خویش
هوش مصنوعی: سیاست به اندازهای شدت یافته که دیگر تحملش سخت شده است؛ بنابراین، باید این مشکلات را از سر عاشقان دور کرد و آنها را از مسیر خود دور ساخت.
هر که به میم دهانت چشم گشاید چو «هی »
میل کشم به دیده اش از «الف » آه خویش
هوش مصنوعی: هر کسی که به لبهای تو نگاه کند، مانند «هی» من به او خواهم گفت و از «الف» درد دل خود را برایش باز میکنم.
شیخ سحرخیز یافت ذوق شراب صبوح
ساخت دعای قدح ورد سحرگاه خویش
هوش مصنوعی: شیخ سحر خیز از نوشیدن شراب صبحگاهی لذت برد و دعایی را که در صبحگاه میخواند، در مورد لیوان شراب ساخت.
ذکر قدت در چمن رفت به بانگ بلند
سرو خجالت کشید از قد کوتاه خویش
هوش مصنوعی: در باغ، همه جا صحبت از زیبایی تو بود و به همین خاطر سرو شرمنده شد از قد کوتاه خود.
دل ز سجود درت مرتبه قرب یافت
بنده ز خدمت شود خاصگی شاه خویش
هوش مصنوعی: دل با سجده و عبودیت درگاه تو به مقام نزدیکی و قرب رسیده است و بنده با خدمتگزاری و اطاعت، خاص و ویژهٔ شاه خود شده است.
روی نکوی تو خواست جامی ازین پس مدار
دور ازین خاک در روی نکوخواه خویش
هوش مصنوعی: از این به بعد، هرگز در این خاک دور نمان و برای زیبایی و نیکویی خود، جامی از آنچه که میخواهی به دست آور.